برای درک این مفهوم، تصور کن وارد اتاقی میشوی که بوی غذا یا عطر خاصی در آن میآید.
آیا تا به حال توجه کردهای که پس از گذشت مدتی، دیگر آن بو را احساس نمیکنی؟
در این حالت، نه مولکولهای بودار در محیط کم شدهاند و نه گیرندههای بویایی تو از کار افتادهاند.
از نظر علمی، وقتی گیرندههای حسی برای مدتی در معرض یک «محرک ثابت» قرار میگیرند، پیام عصبی کمتری ایجاد میکنند یا حتی ممکن است اصلاً پیامی ارسال نکنند.
ما به این پدیده شگفتانگیز زیستی، سازش گیرندهها میگوییم.
این پدیده باعث میشود اطلاعات کمتری به سمت مغز ارسال شود.
در نتیجه این فیلتر شدن پیامهای تکراری، مغز فرصت پیدا میکند تا اطلاعات مهمتر و تغییرات جدید محیطی را با دقت بیشتری پردازش کند.
مثال
سازش گیرندههای فشار در پوست موجب میشود ما پس از پوشیدن لباس، دیگر تماس و وجود لباس را روی بدنمان حس نکنیم.
این بخش برای تحلیل و پاسخگویی به سوالات بسیار کلیدی است! گیرندههای حس درد سازش پیدا نمیکنند.
دلیل این عدم سازش بسیار هوشمندانه است؛ درد در واقع یک سازوکار حفاظتی برای بدن ماست.
عدم سازش گیرندههای درد کمک میکند تا زمانی که محرک آسیبرسان (مثل بریدگی، سرمای شدید یا لاکتیک اسید) وجود دارد، فرد از وجود آن مطلع بماند و برای برطرف کردن عامل ایجاد درد واکنش مناسب نشان دهد.
نکته
در این مبحث نیازی به بررسی تصویر خاصی از کتاب نیست، اما چیزی که به آن نیاز داری، «درک چرایی» این پدیده است. همیشه در زیستشناسی به دنبال منطق سیستمها باش. اگر گیرندههای درد سازش میکردند، ما متوجه تخریب بافتهایمان نمیشدیم و خطرات جبرانناپذیری ما را تهدید میکرد!